مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
408
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
و سكون درد و بيرون آمدن باد . علاجش به شراب ماء الاصول و كماد و سبوس و نمك و در آب گرم « 1 » نشاندن ؛ و از صفرا مىباشد . علامتش خروج صفرا و تشنگى و لهب « 2 » و سوزش . علاجش شراب تمر هندى و اسبغول و تخم لسان الحمل ؛ و از سوء مزاج گرم رودهها مىباشد . علامتش علامت سوء مزاج گرم معده مىباشد . علاجش آب انار ، مربّاى سبيوش كه به گلاب و روغن گل زده باشند ؛ و از بلغم غليظ مىباشد . علامتش گرانى و خروج بلغم و تقدّم مولّدات آن . علاجش تنقيه به قى و حقنه و « 3 » خوردن جوارشات ؛ و از ديدان مىباشد ، و ذكر آن خواهد رفت . فصل پنجم : در سجح « 4 » ريش روده را گويند و اين چنان باشد كه بر سطح روده رطوبتى مثل آهار اندوده باشد تا حدّت و مضرّت اخلاطى كه بر او گذرد ، بازدارد و هرگاه كه اخلاط بر او بسيار گذرد ، سطح روده از آن رطوبت برهنه گردد و حدّت اخلاط تأثير كند و ريش گرداند . علامتش اسهال خون با درد روده ، پس اگر « 5 » در ناف و بالاى آن باشد در رودههاى بالايين بود كه امعاى دقاق و امعاى عليا نيز گويند و خون با براز مختلط بود و اين نوع إرداء باشد ، به سبب نزديكى به اعضاى رئيسه و آن دل و دماغ و جگر است ؛ و اگر درد در زير ناف بود ، در رودههاى زيرين است كه امعاى « 6 » غلاظ و امعاى « 7 » سفلى نيز گويند . اوّل خون بيايد ، بعد از آن براز و اين سليمتر بود . علاجش شير را آهنتاب كنند ، چندانكه « 8 » مائيّهء آن برود « 9 » و قدرى صمغ عربى و نشاسته و تباشير « 10 » بريانكرده اضافه كنند و بدهند و پوست خشخاش نرم سوده يك درم با ده درم شراب حبّ الآس يا شراب انجبار « 11 » يا شراب سيب لعق كنند و قرص تباشير و قرص كهربا با اشربهء مذكوره بدهند و اگر تشنگى غالب
--> ( 1 ) . ف : - گرم . ( 2 ) . س : پست ؛ ل : - لهب . ( 3 ) . ل ، ش : - و . ( 4 ) . ل : + سجح . ( 5 ) . ف ، ل : + درد . ( 6 ) . س : - درد در زير ناف . . . امعاى . ( 7 ) . ل : - امعاى . ( 8 ) . س : چنان كه . ( 9 ) . پرورده . ( 10 ) . ف : طباشير ؛ ل : - تباشير . ( 11 ) . س : الخيار .